
چشمهایم را باز میکنم و دنیا تغییر کرده است. در کنار رودخانهٔ چوسون، پسری درون شهابسنگی که با نوری عجیب سقوط کرده است، پیدا میشود. و ۴۰۰ سال بعد، در یک کلاس درس در دانشگاهی در سئول مدرن. مردی که نه چهرهاش، نه لهجهاش و حتی سلیقهاش هیچگونه تغییر نکرده، در برابر دانشجویان ایستاده است. او یک بیگانه به نام دو مین جون (کیم سو هیون) است. او که عمری بسیار فراتر از زمان انسانها دارد، پس از سقوط به چوسون، شاهد تغییر سلسلهها، جنگها، مدرنیزاسیون و صنعتی شدن بوده و به عنوان یک آرشیو زنده، تجسم کامل تنهایی است که در طول این سالها هرگز نتوانسته "انسان خود" را بسازد. درست مانند لوئی در "مصاحبه با خونآشام"، تنها چیزی که در این زمان ابدی پیر میشود، روح اوست. همه چیز در سه ماه آخر که باید به زودی زمین را ترک کند، آغاز میشود و شمارش معکوس شروع میشود.
در طرف دیگر، ستارهٔ برتر هالیوود، چن سونگ یی (جون جی هیون) وجود دارد. بازیگری که در میان بیلبوردها، برنامههای سرگرمی، مقالات اینترنتی و نظرات منفی زندگی میکند. او به ظاهر دارای ذهنی فولادی است که میتواند هر نوع توهین و انتقادی را بازتاب دهد، اما در واقع، شخصیتی است که تحت تأثیر خانواده و مدیریت و افکار عمومی قرار دارد و به نوعی ضعیف و تنهاست. در یک حادثهٔ تصادفی، در حالی که مست است، به خانهٔ همسایهاش وارد میشود و متوجه میشود که این مرد "زیباترین، سردترین و بیاحساسترین مرد دنیا" است. اینگونه است که بدترین تماس اول بین یک بیگانه و یک ستاره آغاز میشود.
دو مین جون برنامهای داشت. او نمیخواست دیگر با انسانها درگیر شود و در نهایت به آرامی زمین را ترک کند و به سیارهٔ زادگاهش برگردد. بنابراین سعی میکند تا حد ممکن از اطرافیان فاصله بگیرد. او با دانشجویان نیز حد معقولی را حفظ میکند و به همسایهها نیز عاطفهای نمیدهد. اما وقتی چن سونگ یی به زندگیاش به شدت برخورد میکند، همه چیز به هم میریزد. مشاجرهای که از شکایتهای سر و صدا آغاز میشود، رفتار چن سونگ یی که در حالت مستی هر نوع مزاحمتی ایجاد میکند و روز بعد هیچچیز را به یاد نمیآورد، و در عین حال در صحنهٔ نمایش به بازیگری درخشان تبدیل میشود. دو مین جون سعی میکند او را نادیده بگیرد، اما نگاهش به تدریج به سمت پنجرهٔ نشیمن میچرخد.
مردی ۴۰۰ ساله اینقدر جذاب است!
نکتهٔ جالب در این درام این است که درون پوستهٔ کمدی رمانتیک، به طرز ماهرانهای تریلر، درام خانوادگی و داستان رشد را گنجانده است. با ورود ای هی کیونگ (پارک هه جین)، وارث ثروتمند و برادرش ای جائه کیونگ (شین سونگ روک) که پشت لبخند سردش، بیرحمی پنهان است، داستان به سرعت تاریکتر میشود. مرگ مشکوک یک بازیگر که به عنوان حادثهای تصادفی به تصویر کشیده میشود، قدرت و خشونت پشت آن، و دستانی که برای سوزاندن شواهد به چن سونگ یی نزدیک میشوند. دو مین جون در تلاش است تا هویتش را پنهان کند و او را محافظت کند، اما به دلیل تواناییهایش به عنوان یک بیگانه، به تدریج در وضعیتهای خطرناکتری گرفتار میشود. او میتواند زمان را متوقف کند، جابجا شود و حسی فراتر از انسانها داشته باشد، اما در این سیاره، قدرتش کامل نیست. به ویژه با نزدیک شدن زمان ترک، نقصهای جزئی در تواناییهایش بروز میکند و بدنش به تدریج ضعیفتر میشود. درست مانند "سوپرمن" که در برابر کریپتونایت ناتوان میشود، زمین برای دو مین جون به محیطی کشنده تبدیل میشود.

شخصیتهای اطراف چن سونگ یی نیز داستان را چندلایه میکنند. رقیب و دوستی که از کودکی او را تحسین و حسادت میکند، یو سه می (یو این نا) است، که نشان میدهد چگونه یک بازیگر که همیشه به عنوان نقش دوم مصرف میشود، میتواند تاریکی را پرورش دهد. درست مانند نینا و لیلی در "قوی سیاه"، رابطهٔ چن سونگ یی و یو سه می بین دوستی و حسادت به شدت ناپایدار است. خانوادهٔ چن سونگ یی به عنوان یک "خانوادهٔ مشهور با مشکلات" به نظر میرسند، اما در واقع، گروهی از افرادی هستند که نمیتوانند از یکدیگر جدا شوند. وکیل جانگ یانگ موک (کیم چانگ وان) که اولین کسی است که هویت دو مین جون را درک میکند، مشاور سرد و تقریباً تنها دوست انسانیاش است که سالها با او بوده است. از طریق این شخصیتها، رابطهٔ دو مین جون و چن سونگ یی به احساسی فراتر از یک عشق مقدر تبدیل میشود که با سطوح مختلف واقعیت در تضاد است.
با گذشت زمان، دو مین جون دچار تردید میشود. او باید برود تا زنده بماند. اگر بیشتر در اینجا بماند، بدنش فرو میپاشد و وجودش در خطر میافتد. اما آیا میتواند چن سونگ یی را رها کند؟ از طرف دیگر، چن سونگ یی نیز به تدریج درک میکند که دو مین جون هرگز نمیتواند "دوستپسر عادی" باشد. سن آنها به نظر یکسان میآید، اما در واقع او مردی ۴۰۰ ساله است که از زمان چوسون زندگی کرده است. این فاصلهٔ زمانی عظیم فراتر از شوخیهای کمدی رمانتیک، به تدریج به تصویر نهایی دو نفر سایه میافکند. تا زمانی که دو مین جون آخرین انتخابش را انجام دهد، فاصلهٔ بین مردی از ستاره و زنی که میخواهد به ستاره برسد، به طور مداوم منقبض و منبسط میشود. درست مانند رقص کیهانی که دو ستاره در حالی که به یکدیگر جذب میشوند، از برخورد اجتناب میکنند. ارزش نهایی این فاصله چیست، بهتر است در قسمت آخر خودتان ببینید. پایان این درام به گونهای است که نمیتوان به سادگی آن را به عنوان یک پایان خوش یا غمانگیز خلاصه کرد و احساسات پیچیدهای را به جا میگذارد.

ریتم شاد کمدی رمانتیک و تنش تریلر
"ستاره از آسمان" نمونهای از کمدی رمانتیک هالیوود است و در عین حال یک اثر کلاس استادانه است. اگر فقط به تنظیم بیگانه و ستارهٔ برتر نگاه کنیم، به شدت کارتونی و سبک به نظر میرسد، اما این موضوع به طرز شگفتانگیزی جدی دنبال میشود. از منظر "انسانی که از دید یک بیگانهٔ ۴۰۰ ساله دیده میشود"، تنهایی و مرگ، عشق و جدایی را به طرز چندلایهای لمس میکند. صحنههایی که دو مین جون در چوسون و مدرن تجربه میکند، به ویژه تراژدیهای روابط گذشته که به طور مکرر ارائه میشود، وزن تراژیک را به تنظیم فانتزی اضافه میکند. این موضوع یادآور وزن از دست دادن است که "دکتر هو" در طول صدها سال زندگیاش انباشته است.
از نظر کارگردانی، این درام به طرز ماهرانهای ریتم کمدی رمانتیک و تنش تریلر را ترکیب میکند. در صحنههای قرار ملاقات، نور روشن و موسیقی شاداب قرار میگیرد، اما وقتی جنایت یا تهدیدی پیش میآید، رنگ و صدا به یکباره منجمد میشود. نحوهٔ بیان تواناییهای دو مین جون نیز به طرز ظریفی طراحی شده است. هر بار که زمان متوقف میشود، دوربین به آرامی حرکت میکند و فضای متوقف شده را اسکن میکند و در حالی که شخصیتها یخ زدهاند، تنها دو مین جون به آرامی راه میرود. این صحنه به نوعی امضای بصری او تبدیل شده است. درست مانند "ماتریکس" که زمان گلوله را به زیبایی آهسته تعریف میکند، کارگردانی توقف زمان در این درام یک دستور زبان جدید برای صحنههای فانتزی در درامهای کرهای ارائه میدهد. به لطف این، نمایش قدرتهای فوقالعاده به طرز غیرقابلباوری به این جهان و قوانین ظریف آن پیوند میخورد.
از همه مهمتر، هستهٔ این اثر در بازیگران، به ویژه شیمی دو نفر است که نقش چن سونگ یی و دو مین جون را بازی میکنند. چن سونگ یی (جون جی هیون) به معنای واقعی کلمه به یک "آیکون" تبدیل شده است. او به طرز قانعکنندهای هم درخشش ستارهٔ برتر و هم آسیبپذیری چهرهٔ واقعی را به تصویر میکشد. او خودخواه، خودشیفته و بیقید و بند است، اما در زیر این ظاهر، حرفهای بودن و زخمهایی وجود دارد که زندگیاش را به دوش میکشد. زمانبندی کمدی جون جی هیون و تغییرات چهرهاش به طرز روان، شخصیت چن سونگ یی را به یک کمدی رمانتیک ساده تبدیل نمیکند، بلکه او را به یک کد فرهنگی از یک دوره تبدیل میکند. "خوردن مرغ سرخکرده در روز برف" پس از این درام به یک پدیدهٔ فرهنگی تبدیل شد و مدهای چن سونگ یی در چین و سایر نقاط آسیا کپی شد.
از سوی دیگر، دو مین جون (کیم سو هیون) نمونهای از شخصیت بیگانهای است که احساسات را فشرده میکند. او با تغییرات کوچک در چهره و لرزش نگاهش، امواج قلبیاش را نشان میدهد. او در کلام سرد و در عمل کند و محتاط است، اما در شرایط بحرانی سریعتر از هر کسی عمل میکند. به ظاهر بیاحساس است، اما در لحظهای که چن سونگ یی آسیب میبیند، به گونهای ابراز میکند که گویی تمام محاسباتش ناپدید شده است و پیام "حتی اگر ۴۰۰ سال تنها باشی، در نهایت انسانها یکدیگر را دوست دارند" را منتقل میکند. درست مانند شخصیتهای غیرانسانی مانند "دیتا" (استار تریک) یا "C-3PO" (جنگ ستارگان) که انسانیت را یاد میگیرند، دو مین جون نیز از طریق چن سونگ یی احساسات سرکوبشدهاش را دوباره کشف میکند. در صحنههایی که آنها با هم هستند، قدرتی وجود دارد که میتواند احساسات را به شدت به هم بریزد.

تعادل در ترکیب ژانرها نیز قابل توجه است. این درام به شدت به ملودرام، کمدی، تریلر، فانتزی و حتی نقد اجتماعی میپردازد، اما هیچکدام به طور کامل جدا نمیشوند. جنبههای تاریک صنعت سرگرمی، جنایات قدرتی در خانوادههای ثروتمند، و نگرانیهای واقعی مانند نظرات منفی و شکار جادوگران به آرامی در قالب فانتزی حل میشوند. با این حال، لحن کلی به شدت سنگین نیست و از محور "داستان عشق" منحرف نمیشود. به همین دلیل، این درام بدون هیچ مانع ژانری به تماشاگران خارجی منتقل میشود. محبوبیت انفجاری آن در چین تصادفی نبود. این درام به طور دقیق احساسات جهانی را که از مرزهای فرهنگی فراتر میرود، لمس کرده است.
البته نقاط ضعف یا سلیقههای متفاوتی نیز وجود دارد. برخی بر این باورند که با تکرار داستان قتل و توطئه در خانوادههای ثروتمند در نیمهٔ دوم، داستان کمی کند میشود و انتقادات به شدت زیاد بودن تبلیغات محصول نیز وجود دارد. به ویژه لحظاتی که تبلیغات برند مرغ و لوازم آرایشی و خودرو به گونهای درون داستان گنجانده میشود که به نظر میرسد مانند کانالهای خرید خانگی است، جادوهای فانتزی را میشکند. همچنین، این ناامیدی وجود دارد که شخصیت چن سونگ یی از کمدی تازهٔ او در اوایل به یک شخصیت زن غمگین و کلیشهای در اواخر تبدیل میشود. قوانین تواناییهای دو مین جون نیز گاهی برای راحتی داستان شل میشود. چرا در برخی صحنهها جابجایی کار میکند و در صحنههای دیگر کار نمیکند، ثبات آن دچار تزلزل میشود. با این حال، این نقاط ضعف به قدری تحتالشعاع قرار میگیرند که شخصیتها، صحنهها و دیالوگها تأثیر قویتری را به جا میگذارند.
اثر اوج K-Roco
اگر کسی میخواهد طعم "کمدی رمانتیک واقعی" را دوباره تجربه کند، این اثر تقریباً باید شنیده شود. حتی در عصر کنونی که ژانرها به شدت تقسیم شدهاند، "ستاره از آسمان" هنوز هم میتواند به عنوان معیاری برای "کمدی رمانتیک یعنی چه" اعلام شود. نسبت صحنههای هیجانانگیز، خندهدار و احساسی به طرز شگفتانگیزی دقیق است و حتی پس از چند سال تماشای دوباره، هنوز هم به خوبی پیش میرود.
همچنین، برای کسانی که میخواهند از طریق تنظیمات فانتزی کمی از واقعیت فاصله بگیرند، این اثر بهترین گزینه است. دیدگاه دو مین جون در واقع فاصلهای است که شاید همهٔ ما یک بار بخواهیم داشته باشیم. "نگاه به نوع انسان و احساس عشق از فاصلهای کمی دورتر." درست مانند یک انسانشناس که قبیلهای ناشناخته را مطالعه میکند، دو مین جون سعی میکند احساسات انسانی را تحلیل کند، اما در نهایت به درون آن کشیده میشود. آن نگاه سرد که با چن سونگ یی ملاقات میکند و در حال لرزش است، ما را به یاد میآورد که عشق چقدر احساسی غیرمنطقی و در عین حال قدرتمند است. درست مانند اسپاک در "استار تریک" که سعی میکند احساسات انسانی را با منطق درک کند و در نهایت شکست میخورد، دو مین جون نیز در برابر عشق، ۴۰۰ سال حکمتش بیفایده میشود.
در نهایت، اگر میخواهید به طور حسی درک کنید که "چرا درامهای هالیوود در سراسر جهان موفق بودهاند"، این اثر نقطهٔ شروع کاملی است. این درام مانند یک بستهٔ جامع است که شامل تنظیمات اغراقآمیز، احساسات صادقانه، ستارههای بازیگران، موسیقی و مد است که به طور همزمان منفجر میشود. این مانند "تایتانیک" یا "لا لا لند" است که در لحظهای که همهٔ عناصر به طور کامل مرتب میشوند، یک پدیدهٔ فرهنگی به وجود میآید. پس از تماشای این اثر، احتمالاً این فکر به ذهنتان خواهد رسید: "این واقعیت نیست، اما میخواهم برای یک لحظه به آن باور داشته باشم." این نوع شیرینی خیال اکنون برای کسانی که به آن نیاز دارند، "ستاره از آسمان" هنوز هم یک فانتزی معتبر است. داستان موجود ناشناختهای که از آسمان به زمین میافتد و عشق را پیدا میکند، در نهایت به ما یادآوری میکند که در برخی معانی، همهٔ ما بیگانهای هستیم. و با این حال، امیدی برای ارتباط وجود دارد.

