
[مجله کاوه]=چوی جائه-هیوک خبرنگار
در یکی از صبحهای معبد، مردی وجود دارد که با خون سیاه خود را به پایان زندگیاش میرساند. او دوازدهمین شاگرد مکتب آتش فشان و سهگانه بزرگ شمشیرزنی جهان، چئونگ میونگ است. او گردن شیطان بزرگ، چن ما، که جهان را به هرج و مرج کشانده بود، میزند و در قله دههزار کوه جان میدهد و به این باور میرسد که زندگیاش به پایان رسیده است. اما وقتی چشمانش را باز میکند، چئونگ میونگ در بدن کودکی از یک روستای بینام به مدت صد سال به عقب برگشته است. رمان وبسایت نایور به نام 'بازگشت آتش فشان' دقیقاً از این نقطه، داستان قهرمانی که با مرگ به پایان رسیده است را دوباره آغاز میکند. مکتب آتش فشان که او قبلاً در آن بود، اکنون نامی فراموششده در جهان است و به مکتبی ورشکسته تبدیل شده که حتی در میان هشت مکتب بزرگ نیز طرد شده است و چئونگ میونگ با یادآوری خاطراتی از زمانی که قهرمان جهان بود، در برابر سرنوشتی قرار میگیرد که باید زادگاه ورشکستهاش را دوباره احیا کند. این وضعیت شگفتانگیز مانند این است که یک رئیس بزرگ به زمان سفر کرده و متوجه میشود که خانوادهاش ورشکسته شده است.
واقعیت چئونگ میونگ پس از بازگشت، وحشتناک است. بدن پسر بچهای به نام چئونگ دونگ ضعیف است و خانوادهاش فقیر است و مردم محله به آتش فشان به عنوان 'مکتب قدیمی که فقط نامش باقی مانده' نگاه میکنند. حتی برای اعضای همان مکتب، آتش فشان دیگر نماد امید نیست. با گذشت زمان، مرکز دنیای جنگجویان به مکتبهای دیگر منتقل شده و آتش فشان به واقعیتی تبدیل شده که فقط به گذشتهاش چسبیده است. چئونگ میونگ از هر کسی بهتر میداند که آتش فشان در اوج خود چه شکوهی داشت. به عنوان کسی که آن اوج را ساخته است، اکنون دیدن وضعیت زشت آتش فشان در برابر چشمانش نوعی توهین و تحقیر به نظر میرسد. بنابراین، اعلامیهای که میگوید 'اگر ورشکسته شده، باید نجات یابد' به نوعی بیپروایی به نظر میرسد. این فقط یک وفاداری ساده یا نوستالژی نیست. این مسئلهای است که به حداقل عزت نفس برای ایستادن انسانها مربوط میشود. مانند این است که فردی که از دانشگاه معتبر فارغالتحصیل شده، خبر میشنود که دانشگاهش به یک مدرسه فنی تنزل یافته است.
مسئله در فاصلهای است که بین تصویری که چئونگ میونگ از آتش فشان به یاد دارد و واقعیت آتش فشان وجود دارد. در زندگی قبلیاش، او شخصی بود که به اوج رسیده بود، قهرمان شمشیرزنی که جهان او را میشناخت. اما اکنون او فقط یک کودک است که حتی نمیتواند تمرینات ابتدایی را به درستی انجام دهد. پیرمردان مکتب کهنسال هیچ حس واقعیتی ندارند و شاگردان جوان فاقد انگیزه و اشتیاق هستند. در یک dojo کوهستانی که برای زنده ماندن به سختی تلاش میکند، صحبت از 'بهترین مکتب جهان' فقط به یک شوخی توخالی تبدیل میشود. چئونگ میونگ از این تنظیم دیوانهوار بهتر از هر کسی آگاه است. بنابراین در ابتدا، او این واقعیت را نفرین میکند و به دنیا بد و بیرحم مینویسد. نالهای که میگوید 'اگر ورشکسته شده، باید به طور مناسب ورشکسته شود'، همزمان با انکار واقعیت، به طرز عجیبی او را به خنده میاندازد. این مانند فریادی است که میگوید 'اگر اینقدر بد است، بهتر است به طور کامل ورشکسته شود، اگر اینقدر مبهم ادامه دهد، چه باید کرد؟'

بهترین شمشیرزن که دوباره نامی بزرگ میسازد
سپس داستان به دو محور بزرگ تقسیم میشود. یکی داستان بازسازی 'آتش فشان ورشکسته' و دیگری داستان رشد چئونگ میونگ که صد سال پیش با چن ما جنگیده است و دنیای جدید جنگجویان را دوباره میخواند. چئونگ میونگ ابتدا از درون شروع میکند. او از شاگردانش خواسته است که به شدت بر روی اصول اولیه تمرکز کنند و حتی به بچههایی که هرگز شمشیر را به درستی در دست نگرفتهاند، روش شمشیرزنی آتش فشان را دوباره آموزش میدهد. از بیرون، او به عنوان یک دیکتاتور و رئیس سختگیر به نظر میرسد، اما در درون او قضاوتی سرد و منطقی وجود دارد که میگوید 'اگر اینقدر تلاش نکنید، نمیتوانید در این دنیا زنده بمانید'. مانند گوردون رمزی، سرآشپز جهنمی که رستوران ورشکستهای را نجات میدهد، او فحش میدهد اما نتایج را به وضوح به دست میآورد.
در عین حال، او نگاهش را به بیرون از آتش فشان گسترش میدهد و ساختار قدرت مکتبهای مختلف و حرکات قدرتهای جدید را به آرامی شناسایی میکند. خاطرات گذشته و اطلاعات حال با هم ترکیب میشوند و چئونگ میونگ دوباره در جایگاهی قرار میگیرد که میتواند بازی جهان را بخواند. وضعیت اکنون با صد سال پیش متفاوت است. قهرمانان و شروران گذشته بیشتر به نامهایی در کتابهای تاریخ تبدیل شدهاند و نسل جدیدی دنیای جنگجویان را در دست دارند. اما ذات قدرت و ساختار خواستهها چندان تغییر نکرده است. افراد قدرتمند خواهان قدرت بیشتری هستند و افراد ضعیف برای اینکه زیر پا نروند، خود را جمع میکنند. این مانند این است که زمان تغییر میکند اما خواستههای انسانی همانند باقی میماند، یک نوع تئوری 'تاریخ تکرار میشود' در دنیای جنگجویان.
چئونگ میونگ این نظم را بهتر از هر کسی درک میکند. به همین دلیل، گاهی اوقات او به قدری با اعتماد به نفس صحبت میکند که به نظر میرسد دیوانه است، اما در عمل هیچ اشتباه محاسباتی را نمیپذیرد. او میداند که آتش فشان برای بازپسگیری نامش چه چیزی را باید فدای کند و چه چیزی را باید رها کند، تا چه حد باید با شرورها همکاری کند و در کجا باید شمشیرش را بیرون بکشد. در این فرآیند، شخصیتهای مختلفی در اطراف چئونگ میونگ جمع میشوند. شاگردان جوان آتش فشان، افرادی که از مکتبهای دیگر طرد شدهاند، بازرگانان ناشناس و مردم عادی. در ابتدا، آنها نمیدانند که او در گذشته قهرمان سهگانه بزرگ شمشیرزنی بوده و او را به عنوان 'رئیس عجیب و غریب' میبینند که کمی دیوانه به نظر میرسد. مانند این است که یک افسانه سیلیکون ولی به عنوان کارآموز در یک استارتاپ نفوذ کرده است.
اما با گذشت زمان، آنها متوجه میشوند که او شخصی است که به شدت برای زنده ماندن تلاش کرده و همزمان درمییابند که این نیروی دیوانهوار میتواند زندگی آنها را نیز تغییر دهد. خواننده از طریق فرآیند رهبری چئونگ میونگ بر آتش فشان، به طور طبیعی درک میکند که بازسازی یک مکتب به معنای نوشتن دوباره زندگیهای بسیاری از افراد است. با پیشرفت داستان به سمت نیمه دوم، داستان به تدریج به صحنههای وسیعتری میرود. از لحظهای که آتش فشان دوباره به رقابت برای جایگاه هشت مکتب میپردازد، مبارزه چئونگ میونگ فراتر از سطح احیای افتخار مکتب قدیمی میرود. این به یک کار بزرگ برای بازسازی کل ساختار دنیای جنگجویان که در آن سیاست و اقتصاد، قدرت و اعتبار در هم تنیده شدهاند، تبدیل میشود. صحنههایی که نشان میدهد چگونه نشانههای چن ما که او در گذشته گردنش را زد، و خلأ قدرتی که به وجود آمده، چگونه شرورهای جدید و شکافها را به وجود آوردهاند، این اثر را از یک داستان ساده بازگشت به دنیای جنگجویان فراتر میبرد. اینکه پایان چگونه ترسیم میشود و نام آتش فشان با چه وزنی دوباره در اوج جهان قرار میگیرد، بهتر است که خودتان تا پایان داستان را دنبال کنید.

تناقض پیرمردی که در بدن یک کودک قرار دارد
اکنون اگر به زیباییشناسی و کمال اثر نگاه کنیم، اولین مزیت 'بازگشت آتش فشان' شخصیتها هستند. در میان بسیاری از قهرمانان بازگشت، چئونگ میونگ به طرز خاصی در یادها باقی میماند. او یک استراتژیست سرد و در عین حال به شدت حسود است و به کوچکترین توهینها واکنش نشان میدهد و وقتی عصبانی میشود، اوضاع را پیچیدهتر میکند. اما این دیوانگی و ترسویی که در او وجود دارد، واقعاً روان پیچیده انسانی را که یک بار به اوج رسیده و دوباره به پایین افتاده است، به طرز قانعکنندهای به تصویر میکشد. مانند این است که یک بازیکن حرفهای افسانهای که بازنشسته شده، دوباره به عنوان یک تازهکار شروع میکند، این احساس عجیب و کاتارسیس را به وجود میآورد.
نویسنده چئونگ میونگ را نه به عنوان 'قهرمان همهچیزدان' که پاسخها را میداند، بلکه به عنوان فردی که هنوز هم اشتباه میکند و پشیمان میشود، به تصویر میکشد. تنها تفاوت در مقیاس این اشتباهات است که در سطح مکتب و جهان است. دومین نکته قابل توجه حس شوخطبعی است. 'بازگشت آتش فشان' به خوبی جدیت ژانر هنرهای رزمی را حفظ میکند و در عین حال در زمانهای غیرمنتظره شوخی و کمدی را وارد میکند. انتقادات تند چئونگ میونگ به واقعیت، فحشهایی که به شاگردانش میدهد و ارزیابیهای تند به مکتب و هشت مکتب، گاهی اوقات به نقاط خنده خواننده تبدیل میشود. صحنههای جدی تمرین ناگهان با شوخیهای بدنی و نالههای نزدیک به زندگی پس از مبارزات خونین، ویژگی خاص رسانه وبسایت را حفظ میکند که 'هر قسمت به راحتی خوانده میشود'. مانند این است که 'کینگزمن' در میان اکشنهای جاسوسی با شوخیهای بریتانیایی ترکیب میشود، تعادل بین تنش و آرامش فوقالعاده است.
اگر این حس شوخطبعی وجود نداشت، داستان بازسازی آتش فشان که به صدها قسمت میرسد، بسیار سنگینتر میشد. ساختار جهان نیز نسبتاً محکم است. جغرافیای دنیای جنگجویان، تاریخ هر مکتب، سلسله مراتب و قدرت هشت مکتب و ساختار اقتصادی که دنیای جنگجویان را حرکت میدهد، فراتر از توضیحات ساده پسزمینه با داستان در هم تنیده میشود. به عنوان مثال، سوال اینکه چرا آتش فشان سقوط کرد، به سادگی به 'به خاطر جانشینان بیکفایت' ختم نمیشود. زمان تغییر میکند، دورههای جنگ و صلح تغییر میکند و خواستههای مردم به سمتهای دیگر میرود و این فرآیند به طور طبیعی به حاشیه رانده میشود. مانند این است که کداک به دلیل عدم تطابق با عصر دیجیتال سقوط کرد، درک سردی از واقعیت که سقوط را به وجود میآورد، در اینجا وجود دارد.
بنابراین، فرآیند چئونگ میونگ برای بازسازی آتش فشان، نه تنها احیای بیقید و شرط افتخارات گذشته، بلکه نزدیک به بازسازی هویت مکتب به تناسب زمانه تغییر یافته است. توصیفهای نبرد نیز یکی از نقاط قوت این اثر است. مبارزات 'بازگشت آتش فشان' تنها به فهرست کردن نامها و قدرتهای تکنیکها محدود نمیشود. جهت تیغه شمشیر، زاویه پا، جریان قدرت و انرژی به دقت توصیف میشود و خواننده به گونهای میتواند جریان نبرد را دنبال کند که گویی در حال تماشای بازپخش آهسته است. در عین حال، نبرد همیشه با احساسات شخصیتها مرتبط است. وقتی چئونگ میونگ به گذشته فکر میکند، شمشیر سنگینتر میشود و وقتی هدفی برای محافظت پیدا میکند، یک قدم جلوتر میرود. مانند صحنههای بوکس در 'کرید'، هر مشت بار احساسات و داستان شخصیت را به دوش میکشد.
به لطف این محور احساسات، خواننده بیشتر به این فکر میکند که 'در این مبارزه چه کسی پیروز میشود' تا اینکه 'در این مبارزه این شخص چه چیزی به دست میآورد و چه چیزی را از دست میدهد'.

اگر میخواهید با اثر و عشق به آن به آرامی ارتباط برقرار کنید
با این حال، به همان اندازه که مزایا واضح است، نقاط ضعف این اثر نیز مشخص است. اولین نکتهای که به آن اشاره میشود، حجم و تکرار است. در زیر هدف بزرگ بازسازی آتش فشان، اپیزودهای مختلفی ادامه دارد و در برخی قسمتها الگوهای مشابهی از درگیری و حل و فصل تکرار میشود. درگیری با مکتبهای جدید، مواجهه با شخصیتهای مشکلدار در آن مکتب، و چئونگ میونگ که وارد عمل میشود و تعادل جدیدی ایجاد میکند، بارها تکرار میشود و در نیمه دوم، برخی از خوانندگان از خستگی شکایت کردهاند. البته هر اپیزود از نظر جزئیات و خطوط احساسی متفاوت است، اما ساختار کلی مشابه است که میتواند عامل تقسیم نظر باشد. مانند این است که در نیمه دوم فصل 'سوت' الگوهای مشابهی تکرار میشود و احساس خستگی به وجود میآید.
نکته دیگری، فرسودگی شخصیتهای فرعی است. شخصیتهایی که در ابتدا تأثیر قوی میگذارند، در نیمه دوم به تدریج اهمیتشان کاهش مییابد یا به عنوان ابزارهایی برای انجام نقشهای خاص استفاده میشوند. این خستگی ناشی از همپوشانی جهان وسیع و طولانی بودن داستان است، اما به عنوان یک حس ناامیدی باقی میماند که 'میخواستم داستان این شخصیت را بیشتر ببینم'. با توجه به اینکه چئونگ میونگ به شدت در مرکز داستان قرار دارد، نقاطی وجود دارد که داستانهای شخصیتهای فرعی که او را حمایت میکنند، به اندازه کافی باز نمیشود. مانند این است که در 'هری پاتر' شخصیتهای دیگر به جز ران و هرمیون در نیمه دوم کمرنگتر میشوند.
با این حال، دلیل اینکه 'بازگشت آتش فشان' به این اندازه مورد محبت خوانندگان قرار میگیرد، در نهایت به خاطر قدرت عمومی 'داستان دوباره برخاستن' است. فرآیند بازسازی یک مکتب کاملاً ورشکسته، نامی که از بین رفته و عزت نفس شکسته، با پشتکار یک فرد دوباره به هم پیوسته میشود و حمایتهایی فراتر از ژانر را به وجود میآورد. به ویژه صحنههایی که شاگردان آتش فشان در ابتدا به جوانان بیانگیزه نزدیک هستند و در طول تمرینات سخت چئونگ میونگ و زندگی در دنیای واقعی به تدریج شانههایشان را راست میکنند و نگاهشان را تغییر میدهند، فراتر از لذت رشد مهارتهای رزمی، 'لحظه تغییر انسان' را به تصویر میکشد. مانند این است که یک بوکسور ناشناخته در 'راکی' به قهرمان چالش میکشد، کاتارسیس ناشی از معکوس شدن یک زیرمجموعه وجود دارد.
خواننده در حالی که این تغییر را تشویق میکند، همزمان شجاعت شروع دوباره چیزی را در خود به یاد میآورد. وقتی به این اثر فکر میکنم، اولین چیزی که میخواهم به کسانی که یک بار به پایین افتادهاند، توصیه کنم. چه در امتحان، چه در زندگی روزمره، چه در روابط انسانی، اگر تجربهای از شکست در تلاش برای انجام چیزی تا انتها داشته باشید، نالهها و دیوانگی چئونگ میونگ که به آتش فشان ورشکسته نگاه میکند، نمیتواند به عنوان یک موضوع بیگانه دیده شود. نگرش او که در حالی که به مکتب ورشکسته بد و بیرحم میگوید، هرگز تسلیم نمیشود، شاید یک اعتراف صادقانه به 'چیزی که میخواهم یک بار دیگر امتحان کنم' باشد که هر یک از ما در دل خود داریم. مانند کارآفرینی که میخواهد یک کسبوکار ورشکسته را دوباره راهاندازی کند، هنرمندی که میخواهد رویای فراموششدهاش را دوباره به دست آورد و کسی که میخواهد روابط خراب شده را ترمیم کند، همه میتوانند با این احساس همدردی کنند.
اگر شما خوانندهای هستید که برای اولین بار با رمانهای وبسایت هنرهای رزمی آشنا میشوید، 'بازگشت آتش فشان' میتواند به عنوان یک مقدمه بهتر از آنچه فکر میکنید باشد. به جای سیستمهای پیچیده هنرهای رزمی یا اصطلاحات دشوار، هدف روشن 'نجات یک سازمان ورشکسته' و حس شوخطبعی در مرکز قرار دارد. حتی اگر ندانید هشت مکتب چیست یا جنگ بزرگ چیست، با رویکرد 'نجات یک شرکت ورشکسته' میتوانید به راحتی غرق شوید. برعکس، اگر شما خوانندهای هستید که دهها رمان وبسایت هنرهای رزمی را خواندهاید، در مهارت نویسنده در چرخش و تفسیر کلیشههای آشنا، لذت جدیدی پیدا خواهید کرد.
اگر به دنبال اثری هستید که به آرامی و به مدت طولانی بخوانید، امیدوارم به دنبال شکوفههای آتش فشان بروید. این یک سفر طولانی به صدها قسمت است، اما در هر قسمت خندههایی وجود دارد و گاهی اوقات احساسی که بینی را میسوزاند. در انتهای این مسیر، لبخند و آه چئونگ میونگ به عنوان تسلی باقی خواهد ماند. مانند این است که پس از اتمام یک سریال درام طولانی، احساس خالی و رضایت را تجربه میکنید، 'بازگشت آتش فشان' یک آتش فشان کوچک را در دل خواننده بنا میکند و میرود. و شاید زمانی که دوباره بخواهید چیزی را شروع کنید، یادآوری شکوفههای آتش فشان به آرامی در ذهنتان زنده شود.

