دلیل موفقیت جهانی فیلمی که بازار کره آن را رها کرد 'هیومینت(Humint)'

ورود:
SUNAM PARK
By پارک سونام سردبیر

"با پشت‌سر گذاشتن شکست در سینماها و تسخیر رتبهٔ نخست در 83 کشور در نتفلیکس: تمرکز بر لذت ژانری و نوآر ژئوپلیتیک که «سرمایهٔ شایستگی» را به پرواز درآورد"

فیلمی که بازار کره آن را رها کرد 'هیومینت(Humint)'؛ دلیل موفقیت جهانی [Magazine Kave=پارک سونا‌م گزارشگر]
فیلمی که بازار کره آن را رها کرد 'هیومینت(Humint)'؛ دلیل موفقیت جهانی [Magazine Kave=پارک سونا‌م گزارشگر]

[Magazine Kave=پارک سونا‌م گزارشگر] در صنعت معاصر محتوای کره‌ای، ارزش مالکیت فکری (IP) را نمی‌توان تنها با موفقیت یک پلتفرم واحد سنجید. در تعطیلات سال نو قمری فوریه 2026، فیلم اکشن جاسوسی کارگردان ریو سئونگ‌وان 〈هیومینت(Humint)〉 به‌عنوان نشانه‌ای جدید در نقشهٔ سرمایه‌گذاری و مدیریت ریسک حاکمیتی صنعت سرگرمی کره ظاهر شد. این اثر بزرگ که با بودجهٔ خالص تولید 23.5 میلیارد وون (بدون هزینه‌های بازاریابی) و با هدف قرار دادن بازارهایی فراتر از آسیا مانند هنگ‌کنگ و سنگاپور تا خاورمیانه و اروپا ساخته شده بود، در آغاز به‌عنوان یکی از موردانتظارترین آثار نیمهٔ اول 2026 شناخته می‌شد. با این حال، همزمان با اکران اثرِ پرفروش دیگری که 16 میلیون مخاطب را جذب کرد 〈مردی که با پادشاه زندگی می‌کند〉، هیومینت در برابر این موج عقب ماند و تنها توانست 1.98 میلیون تماشاگر جذب کند که حتی نصف نقطهٔ سربه‌سر چهار میلیون نفر هم نیست و در نتیجه در گیشه ناکام ماند.

اگر این ماجرا متعلق به اکوسیستم قدیمی سینما بود، به‌عنوان یک شکست مالی فاجعه‌بار یک پروژهٔ منفرد ثبت می‌شد. اما تیم تولید و توزیع 〈هیومینت〉 این شکست را صرفاً یک باخت احساسی نپنداشت و یک استراتژی دقیق مدیریت ریسک حاکمیتی برای حفظ ارزش مالکیت فکری را فعال کرد. آن‌ها به‌جای دنبال کردن مسیرهای مرسوم بازارهای حقوق ثانویه مانند VOD یا IPTV، ریسک بزرگی پذیرفتند و تنها دو ماه پس از اکران، در 2 آوریل 2026 قرارداد «پخش انحصاری» با نتفلیکس امضا کردند. طبق گفتهٔ منابع صنعتی، در این معامله آن‌ها موفق شدند حق پخش را در سطحی درخورتوجه و نزدیک به رکوردهای تاریخی از نتفلیکس دریافت کنند و بخش عمده‌ای از هزینه‌های کانال سینما را جبران نمایند.

این تصمیم مالی سریع بلافاصله به انفجار شاخص‌های جهانی انجامید. بر اساس آمارهای فلیکس‌پاترول (FlixPatrol) که داده‌های بین‌المللی تماشای پلتفرم‌های استریم را گردآوری می‌کند، 〈هیومینت〉 تنها یک روز پس از انتشار در فهرست ده فیلم برتر 38 کشور قرار گرفت و دو روز بعد این حوزه به 83 کشور رسید. علاوه بر این، این فیلم توانست از فیلم‌های بزرگ انگلیسی‌زبان موردانتظار با بازیِ سیلیان مورفی و آلن ریچسون عبور کند (عناوین مشخص در منبع ذکر نشده) و برای سه روز متوالی جایگاه نخست بخش فیلم‌های جهانی نتفلیکس (ادغام‌شدهٔ انگلیسی و غیرانگلیسی) را از آن خود کند. شگفت‌آور این‌که کشورهایی که با محتوای کره‌ای آشنایی کمتری دارند، مانند رومانی، نیز آن را در صدر قرار دادند؛ مخاطبان جهانی به این اثر که تماشاگران محلی در سینما از آن چشم‌پوشی کردند، با شور و شوق پاسخ دادند.

وضعیت ده فیلم برتر روزانه بخش فیلم‌های جهانی نتفلیکس (ادغام انگلیسی/غیرانگلیسی) تا 3 آوریل 2026؛ فیلمی که بازار کره آن را رها کرد 'هیومینت(Humint)' [Magazine Kave=پارک سونا‌م گزارشگر]
وضعیت ده فیلم برتر روزانه بخش فیلم‌های جهانی نتفلیکس (ادغام انگلیسی/غیرانگلیسی) تا 3 آوریل 2026؛ فیلمی که بازار کره آن را رها کرد 'هیومینت(Humint)' [Magazine Kave=پارک سونا‌م گزارشگر]

علت اولیه و فوری جذب منتقدان خارجی و مخاطبان جهانی به 〈هیومینت〉 در لذت ژانری منحصربه‌فرد و جلوه‌های بصری قدرتمند فیلم نهفته است. این اثر که تکمیل‌کنندهٔ آن‌چه غالباً سه‌گانهٔ جاسوسی با لوکیشن‌های خارجی ریو سئونگ‌وان پس از سال‌های 2013 〈برلین〉 و 2021 〈موگادیشو〉 خوانده می‌شود، برای مخاطبان غربی که از خستگی ناشی از تکیهٔ افراطی هالیوود بر CGI و فناوری‌های پیشرفته (SIGINT) رنج می‌برند، گزینه‌ای تازه و نفس‌گیر عرضه کرد.

نشریهٔ تخصصی سینمایی آمریکایی مووی‌وب (MovieWeb) از 〈هیومینت〉 به‌عنوان «اثری برجسته که تنش کلاسیک مجموعهٔ '007' را با بازیِ دقیقِ جنگ‌های اطلاعاتی از نوع 'تیِنکر تِیلِر سولجر اسپای' و اکشن ویرانگر به سبک 'جان ویک' ترکیب می‌کند» تمجید کرد. همچنین روزنامهٔ ساوث چاینا مورنینگ پست (SCMP) در توصیف سکانس تیراندازی در کوچه‌های برفی و صحنهٔ کلاب شبانه در بخش پایانی فیلم نوشت که این سکانس «ادای احترام به باله‌های تیراندازی دوران جان وو» است و «نوعی احساسِ قهرمانانهٔ رهاکننده را که این روزها نادر است» عرضه می‌کند.

داستان فیلم در بندر سرد و یخ‌زدهٔ ولادیوستوک روسیه رخ می‌دهد و تقابلِ مستقیمِ یک مامور مخفی از سرویس اطلاعات ملی کرهٔ جنوبی، جو، رئیسِ بخش (با بازی جو این-سونگ)، با یک مأمور سازمان امنیت دولتی کره شمالی، پارک گون (با بازی پارک جونگ-مین)، را به تصویر می‌کشد. مواجههٔ آن‌ها صرفاً جدال ایدئولوژیک برای اثبات برتری نظامی نیست. یک منتقد در پلتفرم جهانی ردیت (Reddit) تحلیل کرده که در این اثر نشانه‌های «غرور تراژیک مردانه (tragic male bravado)» وجود دارد که یادآور شاهکار جان وو 〈Bullet in the Head〉 است. دو قهرمان فیلم در حقیقت قطعاتی هستند که توسط دستگاه‌های دولتی بی‌رحمانه فرسوده می‌شوند و خشونتی که از آن‌ها ساطع می‌شود بیش از آن‌که ایدئولوژیک باشد، تلاش ناامیدانه‌ای برای بقاست. مخاطبان غربی از ترکیب احساس تراژیکِ خاصِ نوآر شرق آسیا و برخورد پُرخشونتِ درگیری‌های فیزیکی لذت بردند.

یکی دیگر از عوامل استراتژیک موفقیت 〈هیومینت〉 در بازار جهانی، تصمیم جسورانهٔ فیلم برای کاستن از پیچیدگی‌های روایی و تمرکز مستقیم بر لذت ژانری بود. ولادیوستوکِ روسیه به‌عنوان صحنهٔ اصلی اثر، به‌عنوان یک قلمرو تقریباً فراقانونی تصویر شده است که در آن سرکنسولگری کره شمالی، مافیای روسیه و مأموران نفوذی کره جنوبی با هویت‌های قلابی در هم تنیده‌اند. برای مخاطبان غربی، این مرز سرد و ناآشنا به عرصه‌ای بی‌ملیتی بدل می‌شود که بازمانده‌های جنگ سرد در قالب جرایم مدرن چون مواد مخدر و قاچاق انسان عمل می‌کنند.

البته برخی منتقدان در روند این تقویت ژانری به کاستی‌های روایی اشاره کرده‌اند. نشریهٔ بریتانیایی Ready Steady Cut نوشت «〈هیومینت〉 هم فیلم اکشن بسیار خوبی است و هم یک تریلر جاسوسی تا حدی زمخت و سطحی» و به عدم تعادل میان دو ژانر پرداخت، و مجلهٔ City on Fire نیز اظهار داشت «تنها اکشن نمی‌تواند فقدان شخصیت‌پردازی و روایتی قانع‌کننده را بپوشاند» و نمرهٔ نسبتاً پایینی معادل 5 از 10 به فیلم داد. در میان محافل منتقدان داخلی نیز تحلیل‌هایی مشابه منتشر شد؛ برای مثال نشریهٔ سینِ21 عنوان کرد که ممکن است کمبودهایی در روایی یا تصویرپردازی شخصیت‌ها وجود داشته باشد، اما فیلم با قاطعیت صحنه‌ای مناسب برای نمایش مهارت‌های اکشن فراهم و بی‌وقفه به هدفش می‌تازد؛ به‌عبارت دیگر، وزن فیلم بر سرعت و ضرب‌آهنگ اکشن است تا نازک‌کاریِ روایی.

اما به‌طرز پارادوکسی، همین ویژگی ساختاری — یعنی اجرای نمایشی که نیاز به دانش سیاسی یا تاریخی پیچیده‌ای ندارد و بر «برخورد فیزیکیِ شخصیت‌ها که به سمت هدف می‌تازند» تمرکز می‌کند — موانع زبانی و فرهنگی را کاهش داد و به‌عنوان نیروی محرکهٔ اصلی برای تولید ترافیک انفجاری در محیط جهانی پخش جریانی عمل کرد. آن‌چه می‌توان آن را «زیبایی‌شناسی منفی» خواند؛ یعنی کاستن از حجمِ اضافات برای نزدیک‌شدن به ماهیتِ عامه‌پسند، ارزشِ یک IP جهانی را به‌خوبی اثبات کرد.

رسانه‌های جهانی ممکن است روایتِ 〈هیومینت〉 را همچون یک «تریلر جغرافیایی-سیاسیِ خیالی» در قالب جیمز باند یا تینکر تِیلِر سولجر اسپای مصرف کنند، اما زیربنای این فیلم بر یکی از تلخ‌ترین رخدادهای واقعی مرتبط با دستگاه اطلاعاتی کره جنوبی استوار است که بسیاری از خوانندگان و رسانه‌های غربی از آن بی‌اطلاع‌اند: موتیف محوری که اسکلت روایت 〈هیومینت〉 را شکل می‌دهد، واقعهٔ قتلِ «کنسول چوی دوک‌گون» در سال 1996 است.

در 1 اکتبر 1996، در ولادیوستوک آشفتهٔ دوران ریاست‌جمهوری یلتسین، کنسول چوی دوک‌گون که به‌طور رسمی به‌عنوان دیپلمات وزارت خارجه اعلام شده بود، در راه‌پلهٔ آپارتمان محل سکونتش توسط افراد ناشناس با ضربه‌ای توسط جسمی سخت به سر مورد ضرب‌وشتم قرار گرفت و سپس با تزریق سم به شکلی فجیع کشته شد. بیرون از کشور او به‌عنوان یک کارمند وزارت امور خارجه شناخته می‌شد، اما هویت واقعی‌اش مامور مخفی اعزامی از آژانس برنامه‌ریزی امنیت ملی (Agency for National Security Planning)، پیش‌درآمدِ سرویس اطلاعات ملی کنونی، بود.

در آن زمان چوی مأموریت تعقیب شبکه‌های قاچاق مواد مخدر کره شمالی و حلقه‌های توزیع اسکناس‌های جعلی («سوپرنوت») را که در ولادیوستوک فعال بودند، برعهده داشت. سه مأمور عملیاتی سازمان امنیت کره شمالی که مدت‌ها او را تعقیب می‌کردند، با ترور او تلاش کردند از افشای منابع غیرقانونی درآمد رژیم جلوگیری کنند. این حادثه که سه ماه پیش از فرار و پناهندگی هوانگ جانگ‌یئپ، یکی از مقامات بلندپایهٔ کره شمالی، رخ داد، نمودی از آن است که چگونه رژیم کیم در مواجهه با بن‌بست‌های اقتصادی و حفظ نظام به یک شبکهٔ تروریستی شبه‌دولتی برای کسب ارز خارجی تبدیل شده بود.

مسیر قهرمانِ فیلم، جو، رئیسِ بخش (با بازی جو این-سونگ)، بازتولیدی تراژیک از ردپای کنسول چوی دوک‌گون است. او پس از از دست‌دادنِ منبع انسانی‌اش، کیم سو-رین (با بازی جو بوبی)، به ولادیوستوک می‌آید تا به ردّ و نشانی از عملیات قاچاق انسان و مواد مخدر مرتبط با طبقهٔ بالای کرهٔ شمالی و مافیای روسی بپردازد؛ تصویری که عمداً یک ادای احترام داستانیِ عملیاتی به مأموران پیشین سازمان امنیت ملی است که جان خود را کف دست گذاشتند. حضور شخصیت هوانگ چی‌سونگ، سرکنسول کره شمالی در ولادیوستوک (با بازی پارک هه-جون)، به‌عنوان بازیگری که فعالیت‌های مأموران کره جنوبی را مانع می‌شود و در پسِ پرده توزیع مواد مخدر نقش دارد، نیز نمادی است از بیرحمی لایه‌های قدرتی که گفته می‌شود دستور قتل چوی را صادر کردند.

در کنار درِ ورودی سازمان اطلاعات ملی کره جنوبی، یادبودی به‌نام «ستاره‌های بی‌نام» کنده‌کاری شده است که مأموران ناشناسی را گرامی می‌دارد که در اجرای عملیات جاسوسی جان باختند، و کنسول چوی دوک‌گون نیز یکی از آن ستاره‌هاست. به‌گفتهٔ یک مأمور سابق سرویس اطلاعاتی، موفقیت نهادهای اطلاعاتی همیشه در سکوت دفن می‌شود و تنها شکست و مرگ آن‌ها با جار و جنجال نمایان می‌شود. پشتِ سکانس‌های درگیری‌های پرزرق‌وبرقِ ولادیوستوک که مخاطبان جهانی با پاپ‌کورن می‌بینند، قربانی سنگینی نهفته است: انسانی که برای امنیت میهن در راهروهای سردِ آپارتمانی در سرزمینی بیگانه ناپدید شد. این همان منبع آرامِ «شایستگی» است که طرفداران جهانی فیلم—بدون آن‌که لزوماً بدانند—به‌صورت ناخودآگاه دریافت می‌کنند.

یکی دیگر از حقایق پنهان که فیلم روشن می‌کند، تصویر جامع شبکهٔ گستردهٔ جرایم بین‌المللی است که به‌گفتهٔ فیلم توسط رژیم کره شمالی اداره می‌شود. مخاطبان غربی ممکن است کره شمالی را تنها به‌عنوان یک کشور سربازیِ منزوی با برنامهٔ هسته‌ای تصور کنند، اما 〈هیومینت〉 به‌صراحت نشان می‌دهد که چگونه کره شمالی برای بقا با مافیاهای جهانی همدست شده و یک «اقتصاد زیرزمینی» را به کار انداخته است.

در حال حاضر، به‌دلیل تحریم‌های شدید بین‌المللی مرتبط با آزمایش‌های هسته‌ای و تحریکات موشکی، تجارت عادی کره شمالی تا حد زیادی فلج شده است. در نتیجه، مقامات این کشور برای تأمین منابع مالی حاکمیت به اقدامات افراطی مانند جرایم سایبری و قاچاق غیرقانونی متوسل شده‌اند. بر اساس برآوردهای رسمی اطلاعاتی، درآمدهای حاصل از جرایم از جمله ارزهای دیجیتال سرقت‌شده و حملات سایبری در سال 2023 به رقمی معادل 800 میلیارد وون رسید.

ابزارهای اصلی کسب ارز خارجی

روش و هدف

نمونه‌های منعکس‌شده در فیلم 〈هیومینت〉

هک‌های سایبری

نفوذ به صرافی‌ها و مؤسسات مالی برای سرقت دارایی‌های دیجیتال و انتقال غیرقانونی وجوه (در مقیاس سالانهٔ معادل 800 میلیارد وون)

(به‌عنوان پس‌زمینهٔ سینمایی حذف شده)

توزیع غیرقانونی مواد مخدر

توزیع متامفتامین بسیار خالص معروف به 'بینگ‌دو' و اکستازی

معاملهٔ سرکنسول هوانگ چی‌سونگ با مافیاهای روس

استثمار کارگران مهاجر و قاچاق انسان

اخاذی از دستمزد کارگران اعزامی به جنوب‌شرقی آسیا و روسیه و ربودن زنان

مرگ کیم سو-رین و قرار گرفتن چه سون-هوا در معرض خطر

در فیلم، سرکنسول کره شمالی در ولادیوستوک، هوانگ چی‌سونگ (با بازی پارک هه-جون)، با چراغ سبز یا دستور مقامات بالاتر کره شمالی با مافیای روسیه وارد معامله می‌شود و مواد مخدر را تا میانهٔ منطقهٔ گانگنام نفوذ می‌دهد. در این زنجیره، ماده‌ای که به‌عنوان «بینگ‌دو» (واژهٔ عام برای متامفتامین بسیار خالص تولید کره شمالی) شناخته می‌شود، به‌عنوان مطمئن‌ترین سرچشمهٔ نقدینگی برای طمع رهبران رژیم عمل می‌کند.

آن‌چه تکان‌دهنده‌تر است این‌که در فرایند انباشت این سرمایه خون و گوشت، شهروندان خود کشور مورد بهره‌برداری قرار می‌گیرند. در رستوران کره شمالی «آریرانگ» در ولادیوستوک، چه سون-هوا (با بازی شین سه-کیونگ) برای تأمین دارو و هزینهٔ درمان مادر مبتلا به سرطان در کره شمالی، تحت هدایت جو رئیسِ بخش تبدیل به یک هیومینت تازه می‌شود. او به‌جای بهره‌مندی از حفاظت دولتی، به هدف قاچاق انسانِ مافیای روس و حلقه‌های توزیع مواد تبدیل می‌شود؛ مطلقاً آسیب‌پذیر. حتی پارک گون (با بازی پارک جونگ-مین)، مأمور سازمان امنیت کرهٔ شمالی و نامزد پیشین او که باید از او محافظت کند، در مواجهه با حقیقتِ تبدیلِ کشورش به یک کارتل جنایی بی‌رحم دچار یک بن‌بست اخلاقی و ناامیدی عمیق می‌شود. فیلم پردهٔ ایدئولوژیک را کنار می‌زند و فروپاشی حاکمیتی درونی کره شمالی را که دلار و نیاز به ارز خارجی آن را فرومی‌پاشد، با چاقوی تیز به نمایش می‌گذارد.

پس چرا جامعهٔ کره مدام روایت‌هایی چنین اندوهناک و بدبینانه را تولید می‌کند و چرا مخاطبان محلی به‌راستی در سینما این روایت‌ها را پشت پا زده‌اند؟ برای پاسخ به این پرسش باید تغییر ترکیب دیدگاه‌ها دربارهٔ کره شمالی در سینمای کره و خستگی انباشتهٔ عمومی از فریم‌بندی امنیتی-سیاسی را به‌طور ژرف بررسی کرد.

در گذشته، تصویر کره شمالی در سینمای تجاری کره اغلب بازتابی از ملی‌گرایی رمانتیک بود. از 〈شیری (Shiri)〉 در 1999، تا 〈منطقهٔ امنیت مشترک (Joint Security Area, JSA)〉 در 2000، 〈دیدار محرمانه (Secret Reunion)〉 در 2010 و 〈ماموریت محرمانه (Confidential Assignment)〉 در 2017، شخصیت‌های نظامی یا عملیاتی کره شمالی گرچه ممکن بود به‌خاطر ایدئولوژی سلاح علیه یکدیگر برکشند، اما در نهایت به‌عنوان برادران مشترکِ سرخوردگی و تراژدی دیده می‌شدند. به‌ویژه بازیگرانی چون کانگ دونگ‌وون، کونگ یو، جونگ وو-سونگ و هیون‌بین اغلب نقش‌های برجستهٔ کره شمالی را برعهده داشتند و مخاطب بیشتر به برادریِ تصویری بین شخصیت‌ها علاقه‌مند بود تا نقدِ ساختار خشونت‌آمیزِ رژیم.

اما پس از شکست مذاکرات هانوی در 2019 و طولانی‌ترین دورهٔ سردشدن روابط بین دو کره، نگاه عمومی سرد شد. به‌ویژه در نسل‌های جوان‌تر، کره شمالی دیگر «ملتی که باید با آن متحد شد» نیست بلکه «یک دشمن مردانهٔ هشدارآمیز» و یک تهدید برای سرمایه و صلحِ ما دیده می‌شود. این تغییر فرهنگی باعث شد شخصیت‌های شمالی در پردهٔ سینما به‌نوعی به وضعیت بی‌پناهِ «هومو ساکر (Homo Sacer)» که جورجو آگامبن از آن سخن گفته تبدیل شوند؛ یعنی موجودی کنار گذاشته شده که از حریم قانونی محروم است و حتی قتلش مسئول خاصی را پاسخگو نمی‌سازد.

در 〈هیومینت〉، کیم سو-رین و چه سون-هوا نمونه‌های کاملی از این هومو ساکرهای انداخته‌شده در خلأِ خشونت ساختاری هستند. آن‌ها برای کرهٔ جنوبی ابزارهای اطلاعاتی مفیدی‌اند که پس از استفاده کنار انداخته می‌شوند و برای رژیم شمالی وسیله‌ای برای کسب ارز خارجی؛ در نتیجه در پس‌کوچه‌های ولادیوستوک محو می‌شوند. دلیلِ طرد فیلم توسط مخاطبان محلی در سینما صرفاً افت کیفی اثر نیست، بلکه «خستگی فرهنگی» از مواجههٔ مستقیم با واقعیتِ بی‌پرده و خشونت‌آمیزِ تقسیم‌شدهٔ شبه‌جزیره است—واقعیتی که دیگر با سنتِ رمانتیسمِ برادری قابل بسته‌بندی و فروش نیست. این واقع‌گرایی تلخ برای مخاطب محلی دافع بود، اما برای مخاطب جهانی همان واقعیتِ تاریک تبدیل به یک نوآر ژئوپلیتیکِ جذاب و هیجان‌انگیز شد.

بینش فلسفی فیلم فراتر از انتقاد صرف از رژیم کره شمالی می‌رود و به افشای ریاکاریِ خودِ سازوکارهای حاکم در کرهٔ جنوبی نیز می‌پردازد. در آغازِ فیلم، رهبری سرویس اطلاعات ملی کره تلاش می‌کند پروندهٔ گسترش مواد مخدر در منطقهٔ گانگنام را به‌جای یک مسئلهٔ انتظامی، به‌عنوان تهدیدی از جانب کرهٔ شمالی قاب‌بندی کند.

این رویکرد نمونه‌ای آشکار از مکانیزم معمولِ معروف به «باد شمالی» است (اصطلاح سیاسیِ کره‌ای bukpung) — تبلیغات جهت‌دهی‌شده علیه کرهٔ شمالی که برای سرپوش گذاشتن بر خطاهای اقتصادی و دیپلماتیک و نیز رسوایی‌های داخلی، دشمن خارجی را به‌عنوان بهانه‌ای برای فرافکنی بهره می‌گیرد. جو، رئیسِ بخش (با بازی جو این-سونگ) با تلخی درمی‌یابد که نهاد متبوعش نه برای عدالت یا امنیت، بلکه برای تحکیم قدرت و حفاظت از منافع قدرتمندان از جان او و سایر هیومینت‌ها به‌عنوان مهره‌هایی صرفاً قابل خرج استفاده می‌کند. فلسفهٔ بدبینانهٔ ریو سئونگ‌وان که نشان می‌دهد هر دو نظام متقابلِ شمال و جنوب در نهایت ماشینی عظیم‌اند که افراد را می‌بلعد، در این نقطه خشنی پایانی می‌گذارد.

عملیات نظامی و نبردهای اطلاعاتیِ امروز بر شنودهای ارتباطی پیشرفته (SIGINT)، شبکه‌های ماهواره‌ای هوشمند مبتنی بر هوش مصنوعی (TECHINT) و تحلیل داده‌های بزرگ مبتنی بر هک تکیه دارند. در عصرِ بازآرایی نظم جهانی توسط الگوریتم‌ها و داده‌ها، پرسش این است که چرا فیلم ترجیح داده است روش‌ترین، انسانی‌ترین و آنالوگ‌ترین روشِ اطلاعاتی یعنی 'هیومینت (Human Intelligence)' را به صحنه بیاورد؟

گفت‌وگوی اخیر ریو سئونگ‌وان با دانشمند علوم اعصاب از KAIST، دکتر جونگ جائه-سونگ، به کلید فلسفی نوی فیلم اشاره دارد. ریو در این گفت‌وگو نگرانی‌اش را از تهدیدی فنی بیان کرد که در آن «تلویزیون‌های هوشمند و الگوریتم‌های هوش مصنوعی مردمک چشم و حالات عاطفی بینندگان را در لحظه پایش می‌کنند و ممکن است از صحنه دوم فیلم به بعد روایت را طوری تغییر دهند که با سلیقهٔ هر بیننده مطابقت داشته باشد». در جامعهٔ فوق‌متصل که همهٔ متغیرها محاسبه و ترجیحات انسانی داده‌ای می‌شوند، پارادوکس این است که بزرگ‌ترین عدم قطعیت همان «شهود» و «ترحم» انسانی است که هیچ الگوریتمی آن را به‌طور کامل پیش‌بینی نمی‌تواند کرد.

محرک روایی 〈هیومینت〉 نه ایدئولوژیِ دولتی و نه سرمایهٔ عظیم، بلکه پیوندهای ناتمام و آدم‌های زخمی‌شده است. جو، رئیسِ بخش دوباره به میدان می‌دود نه به‌خاطر فرمانِ دولت، بلکه به‌خاطر گناه انسانی‌اش نسبت به اولین هیومینتی که نتوانست از او محافظت کند، کیم سو-رین. پارک گونِ سازمان امنیت نیز با وجود آگاهی از این‌که چه سون-هوا اکنون به‌عنوان یک هیومینت برای کرهٔ جنوبی فعالیت می‌کند، قادر به حذف یا رهاکردن او نیست و در دلِ یک معضل کشنده دست‌وپنجه نرم می‌کند. از منظر کاراییِ هوش مصنوعی این رفتارها خطا هستند، اما همین خطاها تنها موج‌هایی‌اند که در برابر سرکوبِ دستگاه‌ها، کرامت انسانی را بازتولید می‌کنند.

همان‌طور که نقدِ سینِ21 اشاره کرده است، آن‌چه می‌تواند این جهانِ در آستانهٔ فروپاشی را نجات دهد نه فناوری پیشرفته یا داستانِ عظیم، بلکه "عزم انسانی برای پرداخت قیمتِ شایسته" است. ریو که خود فیلم‌سازی را گونه‌ای «هنر روابط» می‌داند که محصول همکاری‌های انسانی و تنش‌های سرمایه است، در این اکشن زمخت از آزادی و شرافتِ انسانی دفاعی سرسختانه در برابر غرق‌شدن در جامعهٔ داده‌محور به عمل می‌آورد.

در نتیجه، مسیر 〈هیومینت〉 الگویی آموزنده برای حفظ ارزش IP در محتوای کره‌ای معاصر و درس‌آموز دربارهٔ چگونگی سرمایه‌گذاری فرهنگی است. وقتی فیلمی با بودجهٔ عظیم 23.5 میلیارد وون در داخل کشور تنها 1.98 میلیون تماشاگر جذب می‌کند، انتخابی که صورت گرفت نه بهانه‌جویی و نه سازش سطحی بود؛ آن‌ها به «شایستگی (Dignity)» ذاتیِ محتوای خوب ایمان آوردند و کشتیِ خود را از پنجرهٔ تنگ سینما به دریای عظیمِ جهانی نتفلیکس هدایت کردند.

دلیل موفقیت این آزمایش این بود که 〈هیومینت〉 برای سازگاری با سلیقهٔ جهانی چیزی را زورکی نیفزود؛ بلکه از روایات زائد بی‌رحمانه کاست و بر ذاتِ ژانر و اصلِ اکشن تمرکز کرد. زخم تاریخیِ 1996، اقتصاد غیرقانونی کسب ارز خارجی در کره شمالی و تناقضات سیاسی در داخل جامعهٔ کره—همهٔ این متن‌های حساس کره‌ای به‌جای آن‌که تحمیلی آموزش داده شوند، با ظرافت در میانِ تکه‌های خشونتِ فیلم پنهان شدند.

از مدیران سطح C جهانی تا تماشاگران عادی در رومانی، مخاطبان سراسر جهان از مرزهای زبانی عبور کردند و به این اثر روی خوش نشان دادند، زیرا تصویرِ عمیق تنهاییِ فردی و تلاش بی‌امان برای بقا که در پسِ فیلم جریان دارد حقیقیاتی جهان‌شمول را بازتاب می‌دهد. این همان «سرمایهٔ شایستگی» جدیدی است که تحلیل‌های دقیق و فلسفهٔ استوار می‌تواند سرمایه را به حرکت درآورد. 〈هیومینت〉 با تبدیلِ دردناک‌ترین و تاریک‌ترین اعماقِ یک کشورِ تقسیم‌شده به یک ژانر اکشن زمخت، به‌طرزی پارادوکسال نشان داد که چگونه این تبدیل می‌تواند به قوی‌ترین و شکیل‌ترین زبان جهانی بدل شود و رکورد بازگشت شگفت‌انگیز در گیشهٔ جهانی را رقم بزند

링크가 복사되었습니다
검색어를 입력하고 엔터를 누르세요
×